خیلی وقت بود که مطلب در وبلاگ قرار نمیدادیم(چون حال نداشتیم!!) البته خبری هم نبود.![]()
حالا یه خبر هست!
از اول آذر تا ۱۶ آذر(روز دانشجو)این وبلاگ کاملا سیاسی می شود!
از اونجایی که تو مملکت به قول آقای رها همش داره از اون بالا کفتر میاد خدا رو چه دیدی ما هم واسه جم کردنش اینجا رو سیاسی کردیم.
حالا فلن!!![]()
سلام.....من دوباره با حقوق دانشجویی اومد
داشتم فکر می کردم که حقوق ما چیست؟اما دیدم ما ایرانی ها حقوقی داریم که بیشتر از اینها داره ضایع میشه...
می دونید ما هیچ وقت حق خود رو نگرفتیم.حقوق من ایرانی در جمهوری اسلامی زیاده.اما خوب چه فایده...!!!کو گوش شنوا..وقتی به من ایرانی توهین میشه آخه.......
اما این حق رو می بینم که یک ذره سیاسی حرف بزنم و به رئیس جمهور حکومت ایران بگم:
آقای احمدی نژاد یک ذره با آدب باشید.شما نمایینده ی ایران هستید.نماینده فرهنگ ایرانید.
شما منتقدان خود رو "بزغاله"صدا می زنید و بعد دم از اسلام و مهرورزی می زنید.من منتقد شما هستم شما به من توهین کردید.به افکارم به جناهم به ایرانی های منتقد.این حق ماست که از شما انتقاد کنیم.
آقای احمدی نژاد لطفا با آدب باشید.
آخیش.... یک ذره خنک شدم!!!
حرفی واسه گفتن ندارم فقط جا داره از همه مسئولان از جمله رئیس بانک تجارت کوچه پایینی و رئیس سازمان محیط زیست دهستان علی آباد و همچنین آبدارچی وفا دار اداره ی شیلات بندر انزلی واسه کمک به ما تحت نظراتی ها تشکر کنم.![]()
نوشته شده توسط: احسان
حالا کی میگه این وبلاگ کامپیوتری نیست؟؟
این کتابها خیلی عالی اند.همشون به صورت آنلاینه اینجوری کلاس داره نه؟؟
قالب وبلاگ رو هم عشقی عوض کردم چون دوست داشتم!!!
حالا تا بعد که من یا سانتانای عزیز مطلب بزارن ![]()
نوشته شده توسط: امیر

|
|
خب متوجه شدید که تو این وبلاگ همه چیز پیدا میشه؟؟!!!
یه تبریک واسه عزیزان تحت نظارت که فکر کنم دیگه تکلیفشون معلوم شد.![]()
راستی آدرس وب سایت دانشگاه رو هم داشته باشید برنامه کلاسهارو توش داره:www.pnuba.ac.ir
راستی کلاسهای کامپیوتر خصوصی هم انشاالله ماشاالله میخواد تشکیل بشه هرکسی میخواد اسمش رو بده به من البته اگه پسره!!![]()
آقا تا بعدا![]()
نوشته شده توسط: امیر
مينيم...اوليش كه زبانه و ما هنوز درس اول هستيم...دوميش كه رياضه كه با تقسيم
بندي كلاسا بعضيا ميرن سر كلاس و چيزي نميفهمن و بعضيا كلاساشون كنسل
ميشه و باز هم هيچي نميفهمن!!!بقيه كلاسا هم كه بود و نبودشون يكيه و فرقي
نميكنه.....حالا اين وسط ما بايد بيايم و امتحان ترم هم بديم...خدا بدادمون برسه كه
با اين همه بار علمي كه داريم ميترسم يه دفعه روي آلبرت انيشتن! رو كم كنيم و
همه با معدل 20 اين ترم رو قبول بشيم....خلاصه فكر كنم اتفاقاي جالبي طي اين
ترم رخ بده كه همه متعجب بشن...مخصوصآ اينكه امتحاناي ميان ترم هم هست و ما
با اين برنامه ي هماهنگ كلاسا كه همشون به موقع!!! تشكيل ميشن فكر نكنم
مشكلي داشته باشيم با اين امتحانات...تا بعد
نوشته شده توسط: عادل سانتانا
زَرتُشت، زردشت، زردهُشت یا زراتُشت(در اوستا زَرَثوشْتَرَ به تعبیری به معنی «دارنده روشنایی زرینرنگ» و به تعبیری دیگر «دارنده شتر زردفام» و سرانجام به معنای «ستاره زرین») نام پیامبر ایرانی و بنیادگذار دین زرتشتی یا مَزدَیَسنا و سراینده گاهان (کهنترین بخش اوستا) است. در متون باستانی یونانی، معنای زرتشت برابر با ستارهشناس دانسته شدهاست. بعضی پژوهشگران بر این باورند که زایش زرتشت در روز ششم فروردین بودهاست ولی درباره تاریخ زایش او دیدگاههای فراوانی وجود دارد. برآوردها از ششصد تا نهصد سال پیش از میلاد تفاوت دارند. تولد زرتشت را در شمال غربی ایران در نزدیکی دریاچه چیچست (ارومیه) و برخی در شرق ایران دانستهاند که احتمال این که از شمالغرب ایران يعني آذربايجان بوده باشد بیشتر است . پس از اعلام پیامبری در سن ۳۰ سالگی، زندگی بر زرتشت در منطقه مذکور ایران سخت شد و او ناچار به کوچ به شمال شرقی ایران آن روزگار یعنی منطقه بلخ شد. در آنجا زرتشت از پشتیبانی گشتاسبشاه برخوردار شد و توانست دین خود را گسترش دهد. زرتشت در سن ۷۷ سالگی در روز خور برابر با یازدهم دی ماه در نیایشگاه بلخ بدست یک تورانی به نام توربراتور کشته شد.
معنی اسم زرتشت
بیشتر از ده شکل برای اسم زرتشت در زبان فارسی موجود است. زارتشت، زارهشت، زاردشت، زارهوشت، زردهشت، زراتشت، زرادشت، زرتهشت، زرهتشت، زرهدست و زرههشت از این قبیل است ولی او خود را در گاتها زرتشتر مینامد و گاه نیز اسم خانوادگی را که «سپیتمه» باشد افزوده میشود و به صورت «زرتشتر سپیتمه» ذکر میشود.البته این اسم خانوادگی را امروزه سپنتمان و یا اسپنتمان میگویند. ظاهراً معنی آن از نژاد سفید و یا از خاندان سفید است.
از بیشتر از دو هزار سال پیش تا به امروز هرکس به خیال خود معنی از برای کلمه زرتشت تصور کردهاست. دینون یونانی آنرا به «ستاینده ستاره» ترجمه کردهاست.آنچه که مشخص است این است که این اسم مرکب است از دو جزء «زرت» و «اشترا» هرچند که در سر زرت اختلاف بسیار است.انواع و اقسام معنی برای آن درست کردهاند که شرح همه آنها موجب طول کلام خواهد شد.البته اکثر تاریخ شناسان معتقدند زرد و زرین و پس از آن پیر و خشمگین معانی نزدیک تری هستند.بارتولومه جزء اول را «زرنت» ثبت کرده و «دارنده شتر پیر» معنی کردهاست و دار «زراتو» دانسته و آن را «زرد» ترجمه کردهاست.شاید هیچکدام درست نباشد زیرا کلمه زرد در خود اوستا «زیریت» است.البته «زرات» به معنی پیر آمدهاست ولی اینکه چرا در ترکیب با اشترا تبدیل به «زرت» شد باعث اختلاف نظر شدهاست.پهلوی شناس نامور ژاپنی وآیین زرتشت استاد گیکیواتیو.
در جزء دوم این اسم اختلاف نظری نیست زیرا هنوز کلمه شتر و یا اشتر در زبان فارسی باقی است و هیچ شکی نیست که اسم پیغمبر مانند بسیاری از اسامی قدیم ایرانی که با اسب و شتر و گاو مرکب است با کلمه شتر ترکیب یافته و «دارنده شتر» معنی میدهد و به همان معنی است که امروز در فارسی میباشد.مثل فراشتر به معنی دارنده شتر راهوار و یا تندرو است.اسم پدر زرتشت پوروش اسپ بوده که مرکب است از پوروش به معنی دو رنگ و سیاه و سفید و اسپ.پوروش اسپ معنی دارنده اسپ سیاه و سفید را میدهد.[1]
پیامهای او به وسیلهٔ سرودههایش که گات یا گاهان نامیده میشوند به مارسیدهاست منابع:تاریخ جامع ادیان
تبار و خانواده زرتشت
جد پدری زرتشت شخصی بود به نام پیترگتراسپه. نام خانوادگی زرتشت اسپنتمان بود. مادر او دُغدو و پدر وی پوروشسب نام داشتند. پوروشَسْب اِسپَنْتْمان مردی دانشور و درستکار بود. دغدو دختر فریهیمرَوا از خاندان نژادگان (اشراف) و دینور بود. حاصل ازدواج پوروشسب و دغدو پنج پسر بود و زرتشت سومین آنهاست. زرتشت از همسر خود به نام هووی شش فرزند داشت. نام سه پسر ایشان ایسَتواسْتَرَه، اورْوْتَتْنَرَه، هْوَرْچیثْزَه و نام سه دخترشان فرینی، ثریتی و پوروچیستا بود.مَیدیوماه پسرعموی زرتشت و نخستین کسی که به پیامبر ایمان آورد.
هر یک از فرزندان زرتشت وظایفی عمده بردوش داشتند. به عبارت دیگر پسر ارشد او نخستین موبد موبدان، پسر دوم نخستین رئیس و افسر رزمیان و پسر سوم رئیس طبقه ی برزیگران بودهاست.
لفظ اشو که به معنی مقدس روحانی و جسمانی راستی و درستی است و در اوستا زیاد آمدهاست صفت یا عنوان پیغمبر میباشد. به طوری که در اکثر جاهای اوستا آمده صفت اشو از جانب اهورا مزدا به زرتشت اختصاص یافته و دیگر مقامی بالاتر از ان نیست که مخلوقی از جانب خالق بخشنده، به خطاب اشوئی مخاطب شود. اشوزرتشت را از سلسله مهآبادیان نامیدهاند.
خاستگاه زرتشت
از این پیامبر ایرانی در یشتهای کهن سخن میآید که در (اَریّانَ و یَوچَه) در ساحل رود (دائیتی) در سرزمین قبایل ایرانی متولد گردید در (زامیادیشت) زیستگاه زرتشت را در ناحیه ئی میداند که در آن دریاچه (کوسَویّ) است که مطابقتی با دریاچه هامون دارد. بهر تقدیر ناحیه (اَریانَّ و یوچَه) گاه خوارزم پنداشته میشود و گاه آن را آذربایجان و بعضاً بدلیل مراسمی مذهبی که در ستایش (اَرُدویسورااناهیتا) میشود آن را در سیستان ذکر کردهاند. تاریخ موجودیت زرتشت را نمیتوان بطور قطع مشخص نمود که احتمالاً قدمت آنرا از ۹۰۰ سال تا ۶۰۰ سال پیش از میلاد میدانند. زرتشت از سرزمینی کهنی برخاست که مردمانش آریایی بودند.
اندیشه زرتشت
زرتشت آزادی و اختیار را گزینشی برای مردم میداند. بهره کار هر کس همانست که انجام میدهد جبری برای اشخاص نیست نیکی اشخاص جز بهرهئی از نیکوئی و شر اشخاص جز شری برای وی نخواهد بود. هرمزد یا اهورامزد در این آیین خدا هست و اهریمن هم دیو است.
نوشته شده توسط: عادل سانتانا
بر گرفته از ویکی پدیا دانش نامه آزاد http://fa.wikipedia.org
نوشته شده توسط: احسان
سلام بر شما دوستان خودم![]()
قبل هرچی به عزیزان تحت نظارت میگم که انجا یه نماینده دارن که جدیداٌ اوومده تو وبلاگ اونم کسی نیست جز آقا احسان.البته عزیزان دیگه تحت نظارت هم میتونن در اینجا مطلب بنویسن و نویسنده باشنا!!حالا از این به بعد هر چند وقت یکبار درباره حقوق دانشجویی براتون می نویسم
درسته که همش چرتو پرته!!!ولی ما هم یسری حقوقی داریم خوب نه؟؟
مثلا:
۱ـ این دانشگاه باید آسفالت شود تا همه جونمون خاکی نشه که انگار از جبهه برگشتیم
۲ـ در این دانشگاه نصف شب نباید برنامه هارو تغیر بدن تا ما صبح بیایم ببینیم کلاسمون کنسلی خورده!!
۳ـ بازم بگم؟؟ فکر می کنی همیناس فقط؟؟نه باشه بدن(بعدن,بعداٌ,بعععدن؟؟) مینویسم
دیدین ما چقدر حقوق داریم؟؟![]()
نوشته شده توسط: امیر
به نام گفتار نيک؛کردار نيک؛پندار نيک و به نام پروردگار عشق و بياد اهورای برخواسته از خدا و درود بر مزدای اهورای ايرانيان. ای خداوند خرد در برابر نيايش هايی که با آن تو را می ستاييم ما را با منش نيک انديشه روشن و آيين راستی بهترين گفتار و کردار را بياموز و از شهرياری خويش جهان را آنچنان که می خواهی براستی تازگی بخش.
سلام من امیرِ,دانشجوی رشته ی کامپیوتر دانشگاه پیام نور هستم.خوشحالم اولین مطلب رو می نویسم و دارام کلی کیف می کنم
من زیاد آدم سیاسی نیستم ولی بد نیست یادی از دانشجویان شهید ۱۸ تیر سال ۱۳۷۸ بکنیم.این نامردیه که به یادشون نباشم.حالا هرکی می خواد بدش بیاد![]()

خدای بزرگ همیشه یادشان را زنده نگه دار.
امین
خب ما یعنی ما چند نفر که نمی دونم کیا هستیم میخوایم یه چیزایی تو وبلاگ بنویسیم خوشبختانه اینو میدونیم که میخوایم چی بنویسیم از سیاسی,اجتماعی,هنری,علمی,دانشجویی,سرگرمی و .....
همه ی دانشجویان رشته های کامپیوتر و IT چه دختر و چه پسر می تونن اینجا مطلب بنویسن.چه خوب!!!منم اینجا چون حق آب و گل دارم میشم مدیر وبلاگ(این دیگه واقعا چی عالی!!)
حالا فلن(فعلن,فلاً,فعلان؟؟؟)تا بدن که ببنیم کی میاد و مطلب می نویسه![]()

